احـــــــــمد شـــــــــــاملو

غافلان
هم‌سازند،
تنها توفان
کودکانِ ناهمگون می‌زاید.

هم‌ساز

سایه‌سانانند،
محتاط
در مرزهای آفتاب.
در هیأتِ زندگان
مردگانند.

وینان

دل به دریا افگنانند،
به‌پای دارنده‌ی آتش‌ها
زندگانی
دوشادوشِ مرگ
پیشاپیشِ مرگ
هماره زنده از آن سپس که با مرگ
و همواره بدان نام
که زیسته بودند،
که تباهی
از درگاهِ بلندِ خاطره‌شان
شرمسار و سرافکنده می‌گذرد.

کاشفانِ چشمه

کاشفانِ فروتنِ شوکران
جویندگانِ شادی
در مِجْری‌ِ آتشفشان‌ها

شعبده‌بازانِ لبخند

در شبکلاهِ درد
با جاپایی ژرف‌تر از شادی
در گذرگاهِ پرندگان.



در برابرِ تُندر می‌ایستند

خانه را روشن می‌کنند.
و می‌میرند.

 

-----           -----           -----           -----           -----           -----           -----

این سروده در سال 1354 و به یاد ارنستو چگوارا سروده شده. ولى شعر هاى شاملو زمان ناشناسه

 

/ 6 نظر / 9 بازدید
سيد

تنها توفان کودکانِ ناهمگون می‌زاید. خيلى قشنگه.. دوسش دارم :)

راحله

سلام تا به حال این شعر شاملو رو نخونده بودم زیباست همیشه بهاری باشی[گل]

بارش

سلام و عرض گپ! سلامت باشید وموفق بقدر دیدنت زیبا شدم ریباشدم دانا شدم دانا شدم داناشدم قلمت بقدر آسمان بلند وسبز باد [خداحافظ]

راحله

واقعا زیبا همیشه بهاری باشی[گل]

ارتمیس

خیلی وقته این وری نیومدم! چطوری؟