شعری از برای آسمان شب

 

شهر من کو؟
شهر من در پشت ابران سیاه،
دور از چشمان من، چشم من بی تاب دیدارش،
غم در آغوشش گرفته شهر زیبای مرا.

شهر من با من مدارا می کنی یا نه؟

اسب زیبای بزرگت را نمی بینم.
نکند ارابه ران آنرا گرفته، میتازد به سوی هفت اورنگ.

سگ کوچک و بزرگ، پاسبان صاحب کرسی نیستند دیگر، خرس کوچک را فراری می دهند؟

پس چرا ناهید و کیوان را نمی بینم، پس بهرام کو؟

راستی مرد شکارچی در کجا پنهان شده؟ نکند شیر نری را پوست دارد می کند.

هرکجا هستند خوشحالم که در شهر منند.

شهر من با من مدارا کن که بی تاب توأم،
ابرهای سرد و تاریک را از خود دور کن تا باز هم باهم بخوانیم این ترانه،

جاودان باد شهر من.

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره

سلام دوست عزیز متن زیبایی نوشتی امیدوارم که همیشه شهرت آباد و جاودان باشه . با یک شعر جدید منتظر حضورت هستم . با اومدنت شادم میکنی . بهاره[خداحافظ]

اوا

میخوای به وب من سر بزنی یا نه[کلافه]

اوا

قربان خوشحال میشم سر بزنید

فرشید

درود بر سرور وحید گرامی‌ جهان است شادان به پندار نیک...ز پندار نیک است گفتار نیک چو پندار و گفتار تو نیک شد.........نیاید ز تو غیر کردار نیک آمدن بهار، فصل نو شدن و عید نوروز را به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویم و امیدوارم که در پرتو لطفِ عزیز بی همتا و مهربان، سالی توام با موفقیت، شادکامی و سلامت همراه داشته باشید. سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام سال خرم،فال نیکو،مال وافر،حال خوش اصل ثابت،نسل باقی،تخت عالی،بخت رام [گل]

shaghayegh

بد نبود ............. خوب بود شایدم عالی بود

shaghayegh

بد نبود ............. خوب بود شایدم عالی بود

بهاره

سلام دوست همیشگی عیدت مبارک . البته ببخش اگه با 12روز تاخیر همراهه . برات دلی شاد و لبی خندون آرزو میکنم که دیگه نگی حوصله خوندن و اومدن به سایت رو نداشتی !با یک متن جدید منتظرت هستم . مثل همیشه مهربون باش و بیا تا شادم کنی . بهاره[خداحافظ]

اوا

کجای؟ سال نو مبارک.