GREEN SPRITE

با عبور هر ستاره....روح سبز تو رو دیدم....زیر قطره های بارون....صدای پاتو شنیدم


درباره ی من


درباره :من همان مجنون مستِ یاغی ام روز و شب محتاج جام باقی ام یک شب کنار زاهد و یک شب کنار ساقی ام
پروفایل مدیر : V@#!D

رویه نخست

پست الکترونیک

عنوان نوشتارهای وبلاگ

لينك آر اس اس

تم دیزاینر



موضوع ها
 


نویسندگان

V@#!D



دیگر امکانات

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin

Seyed Ali Salehi



زبان پارسی چه شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در زبان عربی چهار حرف: پ – گ – ژ – چ وجود ندارد.آن‌ها به جای این ۴ حرف، از واج‌های : ف – ک - ز – ج بهره می‌گیرند. و اما: چون عرب‌ها نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها،

به پیل می‌گوییم: فیل!
به پلپل می‌گوییم: فلفل
به پهلویات باباطاهر می‌گوییم: فهلویات باباطاهر
به سپیدرود می‌گوییم: سفیدرود
به سپاهان می‌گوییم: اصفهان
به پردیس می‌گوییم: فردوس
به پلاتون می‌گوییم: افلاطون
به تهماسپ می‌گوییم: طهماسب
به پارس می‌گوییم: فارس
به پساوند می‌گوییم: بساوند
به پارسی می‌گوییم: فارسی!
به پادافره می‌گوییم: مجازات،مکافات، تعزیر، جزا، تنبیه...
به پاداش هم می‌گوییم: حقوق یا جایزه!

چون عرب‌ها نمی‌توانند «گ» را برزبان بیاورند،
بنابراین ما ایرانی‌ها
به گرگانی می‌گوییم: جرجانی
به بزرگمهر می‌گوییم: بوذرجمهر
به لشگری می‌گوییم: لشکری
به گرچک می‌گوییم: قرجک
به گاسپین می‌گوییم: قزوین!
به پاسارگاد هم می‌گوییم: تخت سلیمان‌نبی!

چون عرب‌ها نمی‌توانند «چ» را برزبان بیاورند،
ما ایرانی‌ها،
به چمکران می‌گوییم: جمکران
به چاچ‌رود می‌گوییم: جاجرود
به چزاندن می‌گوییم: جزاندن

چون عرب‌ها نمی‌توانند «ژ» را بیان کنند،
ما ایرانی‌ها

به دژ می‌گوییم: دز (سد دز)
به کژ می‌گوییم: :کج
به مژ می‌گوییم: : مج
به کژآئین می‌گوییم: کج‌آئین
به کژدُم می‌گوییم عقرب!
به لاژورد می‌گوییم: لاجورد

فردوسی فرماید:به پیمان که در شهر هاماوران
سپهبد دهد ساو و باژ گران

اما مابه باژ می‌گوییم: باج

فردوسی فرماید: پیاده شد از اسپ و ژوپین به دست
همی رفت شیدا به کردار مست

اما ما به اسپ می‌گوییم: اسب
وبه ژوپین می‌گوییم: زوبین

وچون در زبان پارسی واژه‌هائی مانند چرکابه، پس‌آب، گنداب... نداریم، نام این چیزها را گذاشته‌یم فاضل‌آب، و به آن مجتهد برجسته‌ی حوزه هم می‌گوییم: علامه‌ی فاضل !

چون مردمی سخندان هستیم و از نوادگان فردوسی،
به ویرانه می‌گوییم خرابه
به ابریشم می‌گوییم: حریر
به یاران می‌گوییم صحابه!
به ناشتا وچاشت بامدادی می‌گوییم صبحانه یا سحری!
به چاشت شامگاهی می‌گوییم: عصرانه یا افطار!
به خوراک و خورش می‌گوییم: غذا و اغذیه و تغذیه ومغذی(!)
به آرامگاه می‌گوییم: مقبره
به گور می‌گوییم: قبر
به برادر می‌گوییم: اخوی،
به پدر می‌گوییم: ابوی


و اکنون نمی‌دانیم برای این که بتوانیم زبان شیرین پارسی را دوباره بیاموزیم و بکار بندیم، باید از کجا آغاز کنیم؟!

۱- از دگرگون کردن زبان پارسی؟
۲- از سرنگون کردن حکومت ناپارسی؟
٣ - از پالایش فرهنگی ؟


گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه


واژگان کلیدی :
نوشته شده توسط V@#!D در ۱۳۸۸/۱٠/٩

نظرات ()


مطالب پیشین
:: ۱۳٩٢/۱٢/٤
:: ویولون سیاه
:: شرم
:: بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارون
:: خبری از من...
:: احـــــــــمد شـــــــــــاملو
:: The Music That Really Touched My Heart
:: نشانه
:: برگریزان
:: بزن به سلامتی
:: سکوت
:: حلیمه
:: شعری از برای آسمان شب
:: اینجا آفریقا نیست ! اینجا قلب تپنده ایران خوزستان است!
:: یک شعر بلند از «ویکتور هوگو»



-

جستجو در وبلاگ

آرشیو ماهانه

اسفند ٩٢

فروردین ٩٠

اسفند ۸٩

بهمن ۸٩

آذر ۸٩

شهریور ۸٩

تیر ۸٩

خرداد ۸٩

اردیبهشت ۸٩

فروردین ۸٩

اسفند ۸۸

بهمن ۸۸

دی ۸۸

آذر ۸۸

آبان ۸۸



دوستان من

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

شریک کودکیهای من شوید

تا شقایق هست زندگی باید کرد

من و ی هوا علامت سوال

Dreams of Flight

فراتر از خاک

سد سکوت

راه راستی

آشیانه

رویدادها

زمستان

مرگ دور

دل نوشته

آخرین عشق

آموزش قالی بافی

سطر سپید احساس من

جديدترين مدل لباس 2010

اجناس شگفت انگيز و ارزان



رویه نخست | پست الکترونیک | عنوان نوشتارهای وبلاگ | لينك آر اس اس | تم دیزاینر

.:: Weblog Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.